شعر هاي عاشقانه_عكس


در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد.




آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...



وقتي تو نيستي دلم ميگيره عزيزم
ديگه برام اين زندگي معنا نداره عزيزم
مي خوام نمونم توبي خيالي
اخه زمونه هي واسم دوري مياره......عزيزم
تو رو خواستن اشتباه بود
تو رو دیدن یه گناه بود
دلم از گناه نترسید
که وجودت چون پناه بود


تو بودی باور من
تو یار و یاور من
تو بودی عشق اول
رفیق آخر من
تو بودی شور هستی
رفیق خوب مستی
تو بودی کعبه ی عشق
مثل خدا پرستی

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که.......
اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
![]()
آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ،
با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.
![]()
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي


سعي كن به كسي كه تشنه عشق است دل نبندي ،
سعي كن به كسي كه لايق عشق است دل ببندي،
چون تشنه عشق روزي سيراب خواهد شد



برسرمزارم بنويسيد
برسر مزارم بنويسيد خسته بود
اهل زمين نبود نمازش شكسته بود...
برسرمزارم بنويسيد شيشه بود
تنها ازاين نظر كه سرپاشكسته بود
برسرمزارم بنويسيدكه پاك و بي گناه بود
چشمان او دائماازاشك شكسته بود
برسرمزارم بنويسيد كه اين درخت
عمري براي هرتبر وتيشه دسته بود
برسرمزارم بنويسيد كل عمر را
پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود
برسر مزارم بنويسيدروزها
درانتظارعشقش........................نشسته بود






